.𝖄𝖔𝖚 𝖈𝖔𝖚𝖑𝖉 𝖉𝖔 𝖆𝖓𝖞𝖙𝖍𝖎𝖓𝖌, 𝖎𝖋 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖞𝖔𝖚 𝖉𝖆𝖗𝖊𝖉

پورتال ها

روی هر پورتالی کلیک کنید به اون بخش وارد می شید و کافیه برید پایین صفحه تا پست های مرتبط رو ببینید. ^0^ باقی موضوعات در بخش منوی وب قرار داره. (برای بهترین نما، گوشی/تبلت رو افقی بگیرید. ^^)

horse

اطلس🌎𝓓𝓸𝓸𝓶𝓵𝓪𝓷𝓭💎

داستان های سریالی و تک پارتی Doom

ستاره ها

داستان های تک پارتی

پیانو

تمرین های یک پیانیست آماتور

یه علم ناشناخته :)

#علم_طعنه_زدن

محفل من های قاتل

دل نوشته و اعترافات یک خرده جنایتکار

چالشی برای قلم های خوش تراش

چالش نویسندگی D:

نوشته‌ها

مطالب انتشار شده در وبلاگ

طعنه

می دونم لازم نیست طعنه آمیز حرف بزنم، اما دنیا انقدر سوژه های خوبی

بهم داده که دلم نمیاد بذارم حیف بشن.

وصیت: سر مراسم ختم من دسته گلی رو که روی قبرم گذاشته بودن بردارید

بندازید هوا و ببینید دست کی می افته. هر کس اون آدم رو به خلاقانه ترین

روش ممکن کشت ارث و میراثم مال اون.

(اگر روش قتل خلاقانه نبود این مراسم هر سال باید تکرار بشه و اموالم

به هیچ کس نمی رسه. - پانویس: برای تعیین خلاقانه بودن یا نبودن قتل

به کتاب "قتل های خلاقانه" نوشتۀ خودم مراجعه کنید.)

حال و هوای امروزم: آسمون ارغوانی با رده های سرخ خشم، همراه با

احتمال وزش طعنه.

البته که می تونیم دوست باشیم!

فقط نه با همدیگه.

یه راه جالب برای حل مشکلت اینه که سه تا مشکل جدید برای خودت ایجاد

کنی تا حواست پرت بشه.

یه روز کاملا عادی دیگه.

صداهای توی ذهنم درحال دعوان. کاراکتر خیالی روانی م داره با یه قیچی

جراحی توی دستش یکی دیگه از کاراکترهای خیالی م رو تعقیب می کنه

و یه جایی همین وسط ها، یکی از من ها رفت یکی دیگه از من ها رو که

معلوم نیست کجا غیبش زده به قتل برسونه.

از پنج صدای توی ذهنم چهارتاشون فکر می کنن حرف هات احمقانه ست.

پنجمی توی این فکره که کجا دفنت کنه.

قصد دارم یه سری تغییرات مثبت توی زندگی م ایجاد کنم. اگر دیگه من رو

ندیدی بدون تو یکی از اون تغییرهایی.

اینکه وقتی دارم وسط حرفت می پرم حرفم رو قطع کنی خیلی خیلی

بی ادبانه ست.

البته که نظرت اهمیت داره.

فقط نه برای من.

روز خوبی داشته باشی! یا نداشته باشی. کسی هست اهمیت بده؟

فروشنده: «همین ها بود؟ قابل شما رو نداره.»

«بله، ممنون. با اجازه...»

«هی، کجا می رید؟ حساب نکردم.»

«اوه، نه. نمی خوام بخرمشون. داشتم می دزدیدمشون، فقط خواستم

بهتون نشون داده باشم.»

صدات سوهان مغزمه.

من می خوام دلیلی باشم برای اینکه موقع راه رفتن به صفحۀ گوشی ت

خیره بشی و لبخند بزنی.

بعد بیفتی توی چاه.

برچسب‌ها: طعنه
💎𝕯𝖔𝖔𝖒💎 شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۲ - 18:2

اوپارک آزورا (پارت شش: اتاق آبی)

مدت ها به دلایل مختلف نمی تونستم بنویسم. این پارت هم نصفه نیمه

توی پست های موقت داشت خاک می خورد.

برای خواننده هایی که این پست رو خواهند خوند یه حال و روز خوب و

اگر نویسنده هستید یه قلم روون آرزو می کنم. :)

💎𝕯𝖔𝖔𝖒💎 چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۲ - 0:34
کدهای وبلاگ

کد بستن راست کلیک

ابزار وبمستر

ابزار امتیاز دهی

ابزار وبلاگ

ابزار رایگان وبلاگ

ابزار وبمستر

فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
پیج رنک سایت doom.blogfa.com/

پیج رنک

پیج رنک گوگل

قالب وبلاگ

بیوگرافی

سلام، به هرج و مرج ذهن من خوش اومدی ^-^
تصمیم دارم هر چیزی که به ذهنم می رسه بنویسم. چه خوب، چه بد. چه قرار باشه ادامه ش بدم، چه نه.
چون مغزم هر روز داستان های جدیدی می سازه، و دوست ندارم از یاد ببرمشون.
هر چیزی ممکنه اینجا پیدا کنی، از شیر مرغ تا جون آدمیزاد ممکنه تو داستان های من یافت بشه.
ژانرهاش هم حساب کتاب نداره. هرچند معمولا فانتزی و علمی تخیلی می نویسم.
نوشته‌های پیشین
آرشیو موضوعی
برچسب‌ها
نویسندگان
پیوندها